الشيخ رسول جعفريان
346
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
حارث يكى از مهاجرين بود كه اشعارى در اين باره سرود و از جمله گفت : كلّ امْرى مِن عِبادِالله مُضْطَهدٌ * ببطن مكّة مقهورٍ و مفتون إنّا وَجَدنا بلادالله و اسعة * تنجى من الذل و المخزاه و الهون « 1 » تاكيد بر اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين گروه را به عنوان يك گروه تبليغى فرستاده ، به عنوان علت هجرت قابل طرح نيست بلكه تنها مىتواند به عنوان نتيجهء هجرت مورد توجه باشد . بايد دانست كه حبشه تا قرنها اسلام را تجربه نكرد و تنها تاجران مسلمان در قرون بعدى تا حدودى اسلام را در آن رواج دادند . 2 - تاريخ مهاجرت اين مسأله تا حدودى مربوط به اين نكته است كه مهاجرين چندبار هجرت كرده و هربار در چه زمانى بوده است . روايتى كه عموماً در ميان مورخان نسبتاً متأخر پذيرفته شده اين است كه هجرت به حبشه دوبار بوده و بار نخست آن در رجب سال پنجم بعثت بوده است . در اين ماه بر حسب اختلاف نقلها حدود دوازده تا هفده نفر زن و مرد به حبشه هجرت كردند . در اين نقل آمده است كه آنان ماه شعبان و رمضان را در حبشه ماندند تا آنكه واقعهء سجده يا به اصطلاح ماجراى غرانيق ( به ادامه بحث توجه كنيد ) رخ داد ؛ در آن زمان مهاجرين خبر مسلمان شدن مردم مكه را شنيده و باز گشتند . اما به دليل مواجه شدن با نادرستى مسلمان شدن اشراف مكه با اكراه وارد شهر شده و پس از گذشت مدتى كه دقيقاً تاريخ آن را تعيين نكردهاند ، هجرت دوم روى داد . اين بار تعداد مهاجرين به بيش از هشتاد نفر رسيد كه جعفر نيز ميان آنان بود . « 2 » اين روايت از واقدى است كه ابن سعد از او نقل كرده است « 3 » عروة بن زبير نيز همين طرح كلى را پذيرفته است . « 4 » مشكل عمده در اين روايت ، حكايت غرانيق است كه گفتهاند سبب بازگشت مهاجران نخست به مكه شده است . ما پس از اين دربارهء اين حكايت ، به اجمال سخن خواهيم گفت . ابن اسحاق در عنوان كه آورده ابتداء از « المهجرة الاولى » سخن گفته است . او در ذيل اين عنوان - كه دقيقاً معلوم نيست از خود ابن اسحاق است يا ابن هشام يا ديگرى - از مهاجرت كلى مسلمانان كه عددشان بالغ بر هشتاد نفر بوده سخن گفته است . در واقع ،
--> ( 1 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 331 السيرة النبويه ، ذهبى ص 185 ؛ همو در اشعار ديگرى اين اقدام را نوعى تبعيد اجبارى از سوى قريش مطرح مىكند و از حبشه به عنوان فضايى ياد مىكند كه به راحتى مىتواند خداى محمد را در آن عبادت كند . ( 2 ) . دربارهء اين گزارش نك : سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، صص 489 - 487 ؛ المنتظم ، ج 2 ، صص 375 - 374 ( 3 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، صص 208 - 203 ( 4 ) . مغازى عروة بن زبير ، صص ، 111 - 105